محمد مهدى ملايرى
88
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تاريخ شمسى و تاريخ قمرى در صدر اسلام مسألهء تاريخ شمسى كه امروز از مسائل قابل تأمل جهان اسلام است در آن روزگار كه ما از آن گفتگو مىكنيم چنين نبود . آنچه اين امر را امروز به صورت مسألهاى قابل تأمل درآورده اين است كه در جنب تاريخ قمرى عربى كه كاربرد آن در حفظ اوقات اعمال و فرائض دينى است يك تاريخ شمسى هم براى كارهاى ديوانى و ساير امور غير دينى بايسته است كه چون چنين تاريخى در عربى وجود نداشته مىبايستى آن را از تاريخ ملتهاى ديگر به عاريت بگيرند . در دوران معاصر و از زمانى كه كشورهاى عربى و اسلامى به اصطلاح نويسندگان روزگار ما به كاروان علم و تمدن جديد پيوسته يا سعى كردهاند به دنبال آن روان شوند اين تاريخ شمسى را هم از همان كاروان به عاريت گرفتهاند و در بسيارى جاها آن را كه تاريخ رسمى آنها است در جنب تاريخ قمرى و در بعضى جاها حتى بدون تاريخ قمرى به كار مىبرند . و اين امر از اينرو قابل تأمل مىنمايد كه اين تاريخ شمسى عاريتى تاريخ ميلادى مسيحى است و ازاينرو براى كسانى كه معتقدند كه جهان اسلام بايد هويت فرهنگى خويش را بازيابد اين امر به صورت مسألهاى درمىآيد كه بايد به آن نيز بينديشند . و اما علت اينكه در آن روزگار كه ما از آن گفتگو مىكنيم چنين مسألهاى بدين صورت وجود نداشته آن است كه از همان آغاز انتشار اسلام در ايران اين تاريخ شمسى ايرانى در اسلام همچون يك تاريخ خودى نه يك تاريخ بيگانه به كار رفت و با ترجمهء ديوان از فارسى به عربى تاريخ رسمى ديوان خلافت هم همين تاريخ شمسى گرديد و از راه آن ديوان به ساير كشورهاى اسلامى هم راه يافت و گذشته از ديوان در همهء مواردى هم كه تاريخ شمسى مورد نياز بود چه در هيأت و نجوم و چه در دانشهاى ديگر به كار گرفته شد ، زيرا ايرانيان خود مسلمان بودند و تاريخ شمسى ايشان هم مانند تاريخ قمرى اعراب از جهان اسلام بود و در مؤلفات اسلامى آن دو را به عنوان شهور الفرس و شهور العرب از